پیوسته به هر کجا، کتابت
صوتش به دلیری و نجابت
هر یک به زبان درک خود، کرد
نشر سخن حقش اجابت
پیوسته به هر کجا، کتابت
صوتش به دلیری و نجابت
هر یک به زبان درک خود، کرد
نشر سخن حقش اجابت
از عقل گذشتند و شدند سوی باده
از جان بگذشتند و به عالم عشق داده
از هر چه که بود، در ره دوست
دست شستند، به حرف هست ساده
حال عشّاق در این دایره دیگرگونست
جان عاشق به تب وصال او گلگونست
هر چه عاشق به سکوت اما صحبت بسیار
جملگی رقصکنان ندای او اینگونست
آهنگ زیبای Imen Mehrzi - Mahboubi
چو
به نام و ننگ هستی
تو نگو بادهپرستی
همه ادعا تو هیچی
ز
همین خرابهمستی
موسیقی بشنویم: ریمیکس موسیقی مولای Lotfi Bouchnak
عقلت نبرد رهی به دریای جنون
تنها بردت به انحطاطی به فنون
اول بِشِکن حصار این عقل زبون
تا بعد رهی نمایدت دوست به خون
اثر هنری از آرچیبالد توربرن | Archibald Torburn
در مسلک عشق، تو صبوری کن
از حرص و غرور و خشم دوری کن
گر
مُشک شنیدی تو ندای ما
از وادی بی خودان عبوری کن
موسیقی بشنویم: راز عشق ETHNO World – Love Secret
صبر و تسلیم و سکوت در امتزاج
عاشقش زان پس نبود آتشمِزاج
خدمت
پیوسته با صبر و سکوت
نیست شد نام و نشانش احتیاج
جویندهی راهش به سفر شد
گویی همه عالم یک نفر شد
آمد به درون رفت برون هان
تا عاقبتش گاه ظفر شد
نقاشی از ان مگیل | Anne Magill
در نیمهشبان به آفتابی همهوقت
در وادی او تو پرشتابی همهوقت
عشق
و نظرش تو بازتابی همهوقت
این عقل توان که برنتابی همهوقت
موسیقی بشنویم: موسیقی اسپانیایی "هنگامیکه سپیده سر میزند"
در نیمهشبان به آفتابی؟ هرگز!
در وادی او تو پرشتابی؟ هرگز!
عشق و نظرش تو بازتابی؟ هرگز!
این عقل توان که برنتابی؟ هرگز!
از بادهی ناب می فروشم داد
آن بادهی ناب در خروشم داد
زین گونه ز آدمی برستم من
آنش که بها جان خموشم داد
موسیقی بشنویم: موسیقی بیکلام Hans Zimmer - Coda
بر پیکرهی روح، نقوشی چند
کز حاصل اعصار خموشی چند
گردید عیان، دوخت به جانِ روح
در وقتِ رهایی از چموشی چند
ای عاشقان دردی مراست، خندد ز درمانِ طبیب!
کز هرچه بر خود میتنم، جز یار کس نَبوَد حبیب
هم جان از او، هم نان از او، هم خدمتِ جانان از او
در آینه، خود شخم زن، تا باشدت نازش نصیب
از زمزمهی دوست: بلا خیزد!
زان عیش قمی به مبتلا خیزد
حیرت
و تحیّر! ز جفا خیزد
این دوست هماره ناقلا خیزد
در
ظلمت شب چراغی افروخت
آن ماه که ناتمام میسوخت
از هر چه بُدَش نثار میکرد
تا عاشق حق توشهای اندوخت
موسیقی بشنویم: معبد سکوت /Deuter - Temple of Silence / Ambient
در
کارزار هستی
پیمانه زن به مستی
رقصان به آتش و خون
وا
نه تو خودپرستی
در پیشگاه ماهش گشتند سربداران
آن حضرتش بفرمود: بهبه چه نازداران
صبر
و قرارشان رفت، آسوده جانشان نیز
تا حق نهادشان باز در زمره تاجداران
از جماعت کندنت تغییر توست
در جماعت بودنت تقصیر توست
خنده و گریه در این آیین خلق؟
پس تو مفلوکی و این تقدیر توست
مُشک
موسیقی بشنویم: "پرواز شبانه" Alessandra Celletti – Night Flight
دمبهدم نو میشود این داستان
از نوای حق که هست از باستان
میخرامد میدرد نو میکند!
حق بفرمودش چنین، در آستان
مُشک