جان به جان آمد که تا از جان گذشت
از سر و سامان و از انسان گذشت
هرچه پوچی را به جان در هیچ کرد
تا چنین از چرخِ تن پرّان گذشت
مشک (تلگرام | اینستاگرام)
موسیقی Camille Saint-Saens -Odelette for Flute
در نظم و به ساز آیی
آن "وقت" که باز آیی
برشو به درون بسیار
حالی چه به ناز آیی
شکرانهی آن لطفاش
اینگونه فراز آیی
تنپوش عمل بر کُن!
با عشق چو "باز" آیی
صد عمر بگفتات هان
خالق شو! گراز آیی؟!
خرمغز که بودی تو؟
با قلب به راز آیی
آن نقشهی باغم بین
با صبر! چو غاز آیی؟!
پیمانه بزن ای مُشک
نمنم! چه به گاز آیی؟
موسیقی حماسی zack Hemsay – The Calling
حرفی که باید گفته شد
کو خامها که پخته شد؟
دیدارها باشد درون
بیدار و اینجا: خفته شد
تو غبار غم ندیدی
که چه کردت و کشیدی؟
بتکان غبار غم را
چه رهیدی! هان بدیدی؟
موسیقی کلاسیک معاصر Alfred Schnittke-Agony
🎶اینجا بشنویم 🎶
بازی و بازی و عالم این بُوَد
در رهاش طنّازی و چونین بود
هر کسی راه خودش تنها رود
رهنشان آید بخواه و هین بود
راز بگویدت که عاشق شوی
رشد کنی خادم واثق شوی
نه بر همه جار زنی ها و وا!
ورنه بدان همی که فاسق شوی
مُشک
موسیقی بشنویم: ХАННА - Омар Хайям | هانا - عمر خیام | موسیقی
روسیه
دردآوران
کویش پیوسته در سجودش
آتش به جان هماره در وادی وجودش
رقصان به خون و آتش، دستان بشسته از جان
ماهش بگفت این راز در محضر شهودش